Thursday, January 12, 2006

! جدال منطق و احساس



تو اين مدت خيلي از خودم سوال مي كنم كه تغيير شرايط چه قدر مي تونه تو زندگي ادم مهم باشه . هميشه بعد از گذروندن يه مدت طولاني در يه حالت خاص براي بازگشت و يا تغيير وضعيت زندگي ادم با سختي ها و مشكلاتي رو به رو مي شه . شايد دارم سعي مي كنم به ياد نيارم اما مسلما همه ي اين ها باعث شد تا بيش تر و بيش تر به اين نتيجه برسم كه در مورد برخورد و مواجهه با چنين مسايلي ادم گاهي لازمه روشي خلاف روش معمول خودش و يا حتي روشي كه تصور مي كنه درسته ، اتخاذ كنه . همون طور كه گفته ن " ترك عادت موجب مرض است " ، خوب بهبود يافتن پس از چنين بحران وسيعي مسلما نيازمند تفكر همه جانبه ، پرهيزاز احساسات گرايي ، پرداختن از منظر منطق و عقل و چند مورد ديگه از اين دست مي باشد. اما ايا انسان ( به طور كلي و جدا از تاثيرات محيطي ، اقليمي ، فرهنگي ، اجتماعي و ...) مي تواند نقش احساسات را زير سوال ببرد؟..." جدال انسان مدرن با احساسات"...به نظر من قطع رابطه كلي با احساس كار به شدت غلط و نادرستي است . اما خوب مواردي هم وجود دارد كه به اجبار تن به قطع رابطه با احساس مي دهيم. ممكن است به دلايل مختلف اين مسئله حادث شود. در موقعيتي قرار مي گيريد كه راهي جز سركوب ، كشتن و خفه كردن احساسات خود نمي يابيد. اين امر مي تواند در گستره هاي متفاوت زندگي ادمي رخ دهد، از سياسي و فرهنگي - اجتماعي گرفته تا روابط عاطفي بين دو نفر. اين يك مسئله اجتناب ناپذيره كه ما انسان ها در حالت فردي در تقابل و تعارض با محيط مون مجبور به اتخاذ تصميماتي مي شيم كه هيچ گاه به طور كامل باب ميل ما نيستند. در واقع در بسياري اوقات مجبوريم تصميماتي بگيريم كه اون تصميمات از ان ما نيستند اگرچه به ما نسبت داده مي شند. دلم مي خواست بحث را بكشانم به انسان و انتخاب و اگزيستنسياليسم و اصولا نقش ما انسان ها در زندگي خويش كه به دليل موجهي مجبورم يادداشت ام را تمام كنم. باشد براي وقتي ديگر. انتخاب از روي جهل و جبر زندگي را مردابي مي كند متعفن و نفرت انگيز كه بيشتر از هر كس تحمل اش براي خود ادم انتخاب كننده سخت و دشوار است. اما فقط يك سوال..." ايا خود ما به انتخاب ها يمان ايمان قلبي داريم و اگر به گذشته باز گرديم دوباره ان ها را تكرار خواهيم كرد؟ "

0 Comments:

Post a Comment

<< Home