! شانس
خطرناك ! كارهاي بورخس را مي گويم . امروز وقتي مجموعه ي بيست و چهار داستان تقريبا كوتاه بورخس را تحت عنوان "كتابخانه ي بابل " خواندم ، فهميدم درست مثل يك گرداب ممكن است تو را در خودش و دنياي اساطيري اش غرق و درگير كند. به عقيده ي من از لحاظ درك ادبي حتما بورخس يكي از معدود نويسندگان معاصر است كه مي توان او را در دسته ي افرادي چون ساموئل جانسون ، جاناتان سويئفت ، ويليام بليك و...قرار داد. مخصوصا حال و هواي داستان هاي وهمي اش مرا ياد آثار و احوال بليك مي اندازد. در يكي از داستان هاي كتاب تحت عنوان " شرح حال تادئو ايسيدورو كروس " به اين جمله ي ناب برخوردم . "هر سرنوشتي ، هر چقدر هم كه مي خواهد طولاني و پيچيده باشد ، در واقع شامل تنها يك لحظه است : لحظه اي كه در آن انسان براي ابد مي داند كه كيست . " ء
در ضمن امروز كه داشتم در جمعه بازار پرسه مي زدم يك جلد "زندگي ، جنگ و ديگر هيچ " فالاچي پيدا كردم كه چاپ اول و قديمي بود اما نسخه اي تميز و سالم . دوهزار تومان ناقابل . با كمال ميل پرداختم و خريدم اش . حالا هم خوشحال ام .ء
پي نوشت : راستي آدم هرچقدر كه پيش مي رود ، كوچكتر مي شود ! ء
پي نوشت دو : راستي من آدم خودخواهي هستم و حال ام از همه چيز دارد به هم مي خورد ! ء

0 Comments:
Post a Comment
<< Home