! هياهو براي هيچ
امشب به اتفاق و اصرار يكي از دوستان كه نمي توانستم دعوت اش را نپذيرم به كنسرت پاپي رفتيم كه نه كنسرت بود ،نه پاپ و نه هيچ چيز ديگر . مطابق زندگي ما در اين شهر در هم و بر هم بي در وپيكر ،انجا هم ترافيك آدم و ماشين غوغا مي كرد و خيلي چيزهاي ديگر كه نمي خواهم حتي درباره شان فكر كنم . شادي كردن مشكل دار و همراه با زجر آخرين چيزي بود كه مي توانستم تصورش را بكنم . آمدم خانه و ... اينجا خيلي بهتر است !

0 Comments:
Post a Comment
<< Home