Friday, September 01, 2006

! ديدگاه

با عزيزي در جايي نشسته بوديم و تلويزيون طبق معمول و رسم ناپسند و هميشگي ايراني ها در شب نشيني يكه تازي مي كرد . فكر كنم اين رسم از همان زمان هايي كه در محله ها فقط يك خانه تلويزيون داشت و همه جهت تماشاي برنامه هاي آن و نه ديدار با صاحبان منزل به انجا مي رفتند ، در حافظه ي جمعي ايرانيان باقي مانده باشد . حالا چرا مردم هنوز هم وقتي دور هم جمع مي شوند مي نشينند به تلويزيون ديدن ،‌ حتما يك دليل اش آن است و يك دليل اش هم اين كه حرفي ندارند با هم بزنند و بار را مياندازند گردن تلويزيون .جالب اين كه فكر نمي كنم در هيچ نوع شب نشيني در گوشه و كنار دنيا كه ميانگين سني افراد جمع بالاي چهل سال باشد ،‌بنشينند پاي برنامه ي اهداي جوايز ام تي وي . ولي خب ، درايران مي نشينند . آن عزيز گير دادند كه چرا گردنبند اين سياهه اين قدر كت و كلفت است و چرا اين ادا اطوارها را از خود در مي آورد . مي خواستم بگويم چون اين سياهه (اسنوپ داگ) در صنعت اينترتينمنت كارمي كند و از قضاي روزگار گردنبند كت و كلفت اش هم، هم قيمت آپارتمان و ويلاي جناب عالي در شمال است . نمي دانم كي مي خواهند بفهمند اگر چيزي را درك نكردند لزوما آن چيز نبايد از صحنه ي روزگار محو و نابود بشود

0 Comments:

Post a Comment

<< Home