! ناخو ليبره

ناخو( جك بلك ) مردي بدون هيچ گونه استعداد و توانايي است . او در يك صومعه مكزيكي بزرگ شده و حالا كه مرد بالغي است ، آشپز صومعه نيز به شمار مي رود . اما اين طور به نظر مي رسد كه به هيچ وجه در اين كار وارد نيست. ناخو به بچه هاي يتيمي كه وظيفه ي سير كردن شان را بر عهده دارد بسيار اهميت مي دهد اما غذايي كه براي شان درست مي كند افتضاح است و حداقل به گفته ي خودش نتيجه ي مواد اوليه ي مزخرفي است كه غذا را با آن درست مي كند نه دست پخت خودش ! ناخو به اين نتيجه مي رسد كه مي بايد نقشه اي طرح كند تا مقداري پول به دست بياورد تا بتواند غذاي بهتري براي بچه هاي يتيم صومعه تهيه كند. بچه هاي يتيمي كه به گفته ي خود ناخو "هيچ چي ندارن..." ( البته بايد گفت كه با انجام اين كار ناخو مي تواند خواهر اينكارنيشن جذاب و دوست داشتني را تحت تاثير قرار دهد كه خودش امتياز مثبتي خواهد بود ). هنگامي كه ناخو اين ايده به ذهن اش خطور مي كند كه تحت عنوان لوكا ليبره ي كشتي گير به كشتي گرفتن بپردازد متوجه مي شود كه استداد خدا داد و ذاتي در اين كار دارد. ناخو در همين زمان با يك كشتي گير بي خيال و رها از قيود به نام اسكلتو (اسكلت ) شريك و هم تيمي مي شود. اين براي اولين بار است كه ناخو در زندگي احساس مي كند هدفي براي جنگيدن دارد و جايگاهي كه به آن تعلق پيدا كرده است . به عنوان لوكا او جايي در صومعه ندارد ، چرا كه بزرگان صومعه و كليسا انجام چنين فعاليت هايي را براي اعضا غدقن كرده تند. بنابراين ناخو مجبور است دو زندگي متفاوت را پيش رو بگيرد. او از يك نقاب به رنگ آبي آسماني براي پوشاندن چهره اش استفاده مي كند تا هويت واقعي اش آشكار نشود در حالي كه كشتي گيران معروف و سرشناس را يكي يكي شكست مي دهد و در راه نبرد درخشان اش براي ايجاد زندگي شيريت تر در يتيم خانه مي درخشد .



